زمان برای هیچ کس منتظر نمی ماند.
گذشته به تاریخ پیوست .......آینده معماست
و
امروز یک هدیه است...
نظرات ()عاشق در ایوان انتظار
چشم دلان در لا به لای
شور و شعف در جان من
خیمه زده در نای من
...
چشمش شرر در کوی نار
بلبل خزان سر می دهد
عاشق فقان هوار هوار
....
زین کس کجا داغی دگر
عاشق کجا گریه کننان
من را ، ز پس یاری کنن
در محکمه لطف و صفا
دل را دگر جاری کنن..
.....
نظرات ()بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش
زیبا و زشتش پای توست
تقدیر را باور نکن
تصویر اگر زیبا نبود
نقاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن
تصویر را باور نکن
خداوند تو را شاد آفریده
آزاد و رها آفریده
پرواز کن تا آرزوهایت
زنجیر را باور نکن
...
..........
نظرات ()من و مادر کنار دار قالی همیشه روز و شب مشغول کاریم
در آن تنها اتاق خانه باید میان دار قالی گل بکاریم
ولی فرش اتاق ما جز ، گلیمی کهنه چیز دیگری نیست
همیشه با نخ خوش رنگ باید ببافم شاخه ها را بوته ها را
تمام نقش قالی های ما هست پر از گلهای رنگارنگ و زیبا
ولی یک روز نقشی میکشم من که شاید بهتر از هر نقش باشد
ببافم با دو دستم فرشی آن روز
که نقشش خانه ای بی فرش باشد
.............
..........
........
....
..
.
نظرات ()خسته ام
یاری ندارم یاری ندارم
همدمی همدمی
مرحمی مرحمی
سازی ندارم سازی ندارم
................................
............
این آشنایان غریب دورم زنن
در چاه حیران افکنند نیشم زنن
در تمنای وجودم
کشتـنم
در خیال رهگذر
پر پر شدم
دشمنان زین گونه پنداشتند
که من!!!!!
...
ویران شدم
...؟؟؟
نظرات ()
.
..
...
شب و گریه
زیر بارون
لالایی های فراوان
من بازم از تو میخونم
که این دل بی قراره
اشک چشمام
جاری هستن
روی لبهام
آخ ... دلم آروم نداره
........
من و از غمم جدا کن
با درد عاشقی دوا کن
توی بازی زمونه
با سکوتم آشنا کن
...
..
.
.
نظرات ()تمام لحظاتم را.....
..
.
صندلی مرگ را تک تک کشیدم
از زیر پای لحظه های عمرم
با التماس گریه می کردند
پرسیدند چرا ؟ خندیدم مردنند
ترسیدم...
از خودم
تنهایی
گذشته آینده حال 
سرنوشت چرا ؟
کجا
کجا بود اشتباه من ؟
زندگی
سکوت
دنبال خودم کشیدم
کولبار سنگین سکوت را
شک کردم
یک عمره
این کولبار را کجا می برم
بازش کردم
گریستم
.....
..
مهره
مهره های گم شده روحم
از بچگی گمشان کردم
من
من یک عمر مهره های خالی روحم را حمل می کردم
مهره های خالی پازل زندگیم را
....
..
.
نظرات ()رهایم کن
آری من بودم
بال پرنده مهاجر را من دزدیدم
به امید اینکه پرواز کنم
پرواز به آرزوهایم
پشتوانه ی گهواره ی خستگی هایم
در لطف و صفای بی کران غرق
در جای و جلال و منزلت عرش
در کمال انسانیت گم
کمکم کن
من بال پرواز خود را از دست دادم
بالهایم را برگردان
قدرتی دوباره
با رویا بودن را به من عطا کن
من از پشت دیوارهای ضخیم غم را شنیدم
در سراسر هستی گردباد ناامیدی را دیدم
آری من بال پرنده مهاجر را دزدیدم
به امید اینکه ..........
خوشبختی را هدیه کنم
اما مغلوب غرور شدم
شکستم
ای پرنده مهاجر
مرا ببخش
رهایم کن
رهایم کن
تا این بار
بابال آرزو هایم بپرم
نظرات ()و این بار هنرمند دیگری شکفت . آمد تا تغییر کند . متولد شد او در ۹/۲/۸۵ طلوع کرد . تمام یک عمر انتظار تولدش را کشید او نماینده آسمان است . اسبی تیز پا که از بالا می تازد . شیری که وقتی غرش می کند پیغام دوستی و دلتنگی آسمان را به زمین می رساند . وقتی یالهایش زمین را شخم می زند پنجه در پنجه زمین جشن روشنایی و نور را می گیرد . او نگهبان اشک دلتنگی آسمان برای زمین است . باران ؛ گواه پاکی و عشق . آسمان برای شستشو و پاکسازی معشوق خود او را خلق کرد و آن گونه عشق پرواز کرد به کمال رسید لحظه ای غریب دوباره متولد شد . تکه ای از وجودش .....
آشنای گمشده ای را یافت که....
همیشه بود ....
ولی نبود ....
تنها نبود ....
ولی بود....
گریخت تا ۱ ساله شود
او اولین سال تولد خود را حس کرد
امروز ۱ ساله شد
ولکان
هنر رعد بود
...
..
.
نظرات ()
پرم ازرنگ شعر سخن تو
نگاه عشق
نفس تو
دوستی ، مهربانی
هوس تو
می خواهمت
ولی متفاوت
نگاه رعد
خیس . . . .
لحظه ای صدای تو
خواهم داشت
بوسه ای از لبان تو
جنون
لحظه ای دیدار
می ریزد
از نگاهت
عشق ژرف من و تو
..................................................................
نظرات ()صحنه ی خلق ترنم زیبایی ها
خورشید
لحظه لحظه مرا نوازش می کند
گرما
لذتی سوزان
محبتی در سراسر وجودم
بی پایان
همیشگی
او را دوست دارم
با تمام زیبایی ثانیه هاش
غروبش
طلوعش
حتی لحظه ای که او را نمی بینم
دوستش دارم ....
دوباره تکه ای از وجود و زات زیبای او
قدرتی از قدرت بی پایان او
لحظه ای از وجودش را دمید
تا او را خلق کند
زیبایی دیگر
خورشید
تولدی دیگر
خلقتی که تنها گناهش غروب کردن و ...
معصومیتش ، پشت ابر ماندن است
فکرش ، طلوعی دیگر
زندگی دگر
گرمایی دگر
روشنایی دگر
لحظاتی با خورشید
برای خلق زیبایی دگر
نظرات ()زندگی رسم خوشایند دوستی لحظه هاست
زندگی معنای دیگر خوبی و بدی هاست
زندگی مفهوم عمیق عشق بیکران هستی ست
لذتی دوباره
برای بودنی دوباره
گذری
تکیه گاهی
..
.
چه مجالی است
زندگی می گذرد
پس زندگی می کنم
زیبا تر از دیروز
زشت تر از فردا
رویایی تر از همیشه
دیگر گریه پنهان نخواهم کرد
در گذرگاه
بی مهابا
نخواهم رفت
زندگی می کنم
زیباتر از همیشه
نظرات ()من و این یار گرفتار ، دلم
در پس نغمه ی دلدار ، دلم
دوباره مست و خرابات ، دلم
بی خبر تنها نشسته
جانی خسته ، بی رمق در جایی
شعری سبزی سپرده به امانت
برای شوق نفسهات
خونه کرده ، بی قرار در پس چشمات
طلوع لحظه ی دیدار
شکفته
لحنی
درتپشش باز
.....دلم
بخشی از صحنه ی بالا
باز هم ناجی دلها
پرده برداشت بی مهابا
که این بنده ی خاموش
تو برو تا به تمنا
تا شوی روشن و محشور
در تب زندگی کور
عرش محبت و شور
کیمیای دل پر نور
نظرات ()با یک دنیا لبریز از گناه
خاموش ماندم
غرق شدم
مست و خراب و دیوانه ی لحظه ای گناه شدم
آگاهی از گناه
او به من گفت
از نو بشکوف
در شریان لحظه ای ، بودن قرار بگیر
اگر تو خواهی ، نشوی رسوا
از نو بشکوف
ای خدای متعال منع من گردان
از این منم نجاتم ده
تا به من خویش برسم
به زورق پنهان جاودانه ی عشق
عرش زیبای ملکوتی تو
با دستی خسته طلب کردم
گنهکار
نالایق
ولی زیباتر از همیشه
زیبایی درونم زمزمه می کرد
سنگربان وجود خلقتم
زات زیبای هستی او
فریاد می زد
از نو بشکوف
از نو بشکوف
...
.
نظرات ()تو باید اینو بدونی که دوباره
چشام حرفی نداره که بباره
واسه گفتن
که ستاره
نورشو برام بیاره
زندگیم فرقی نداره برای دلم دوباره
مثل قصه ی من و تو که دیگه فصلی نداره
واسه رفتنی دوباره
چون چشام رنگی نداره
که برای دلم بباره
اما من یه بار دوباره می روم سوی ستاره
واسه عشقی که بگیرم
رنگی از چشام دوباره
برای دلم که باز هم
بباره واسه ستاره
نظرات ()باز هم حرفی زنم بی رمق از نغمه ی یار
که این بود و نبود از هوس یار نبود
نظرات ()دمی از یار بگفت ، فرصت دیدار بگفت
وآن که از شور حقیقت، پندار بگفت
قصر شوق من و تو از کرم یار بگفت
دلم از عشق و محبت ، چو هشیار بگفت
سیری از طعم لب یار ، چو زیبا بگفت
وقتی از زمزمه ی عشق ، چو بیدار بگفت
این زمانه چه طلب کرد، که از شادی بگفت
نکند بی خبر از قصه ی دلدار بگفت
اما کو یار ، که دلش در تپش ساز بگفت
باز دریاب ز حرفم ، که دلم ، از نفس یار بگفت
نظرات ()من در پناه خداوندم
و
خداوند هیچ گاه دیر نمی کند
نظرات ()